السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

194

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

نيست . چنان كه گفته‌اند : اين كار پنج بار تكرار شد ، چهار بار ثابت است و يك بار مورد اختلاف . يك بار در سال سوم ، بار دوم در سن ده سالگى ، بار سوم در سال بعثت و بار چهارم به هنگام اسراء . در مورد بار پنجم اختلاف نظر دارند . از نظر ما اين روايت نادرست است و داستان شق صدر يك بار و چند بار نمىتواند بهره‌اى از حقيقت داشته باشد . زيرا 1 . ابن هشام و ديگران گفته‌اند : علّت بازگرداندن پيامبر ( ص ) اين بود كه تنى چند از نصاراى حبشه ، او را با دايه‌اش ديدند . از حليمه درباره او سؤال كردند . . . گفتند : اين كودك را از تو مىگيريم و او را به سرزمين و كشورمان مىبريم . . . « 1 » بدين ترتيب حديث شكافتن سينه كه علّت بازگرداندن پيامبر ( ص ) را مسأله شق صدر مىدانست ، مورد شكّ و شبهه است . 2 . چگونه شكافتن سينه پيامبر ( ص ) مىتواند علّت بازگرداندن آن حضرت باشد ، در حالى كه مىگويند : اين حادثه در سه سالگى يا دو سال و چندماهگى حضرت اتّفاق افتاد ، امّا هنگامى به مادرش بازگردانده شد كه پنج سال را تمام كرده بود ؟ ! 3 . آيا درست است كه منبع و سرچشمه شر ، غدّه يا لخته خونى در قلب باشد و براى رهايى از آن محتاج عمل جرّاحى ؟ ! آيا اين بدان معنى نيست كه هركس مىتواند با انجام عمل جرّاحى و ريشه‌كن نمودن اين غدّه ، انسانى پرهيزگار ، پارسا و نيكوكار باشد ؟ ! آيا اين غدّه يا لخته خون از ميان بندگان فقط به رسول خدا ( ص ) ويژگى داشت ؟ و خداوند فقط او را بدان مبتلا كرد ؟ چرا ؟ ! 4 . چرا اين عمل چهار يا پنج بار در فاصله‌هاى زمانى دراز تكرار شد ؟

--> ( 1 ) . بنگريد : سيره ابن هشام ، 1 / 177 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 1 / 575 .